در مجادلات سیاسی هرگاه شرایط بهتر به سمت گروهی وزین شود با اتکا به گذشته و برنامه برای آینده می تواند به جلو براند ولی گروه رقیب، جهت پیشبرد اهداف خود نوعی جلوروی را پیش می گیرد که شامل گزاره های مبهم و کوتاه نگر می باشد و با تکیه بر مخلوط کردن انواع بحثها به بهانه جامع گرایی به جلو می تازد. این "فرار به جلو" می تواند دو مفهوم داشته باشد: یا اینکه نوعی اذعان به ناقص بودن برنامه های خویش در گذشته است که همه شرایط را در نظر نگرفته و با تضاد گویی خواستار بیان پذیرش شکست می باشد؛ و یا اینکه جهت ماندن در گود سیاست با بزرگنمایی نواقص کوچک حریف و بیان حرفهای کاملا مطلق یا تهدید رخداد پدیده های قابل پیش بینی (بدون ذکر راه جلوگیری) راه را برای ماندن و حضور خود باز نگه می دارد: "در واقع گویا این خصلت جهان سومی ما در همه نقاط این کشور است که اجازه نمی دهد مراکز با دیدی باز به توابع خود بنگرند و این دردی است مشترک و منحصر به لارستان نیست. در ضمن باید توجه داشت، لاری ها در برخی موارد چه در گذشته و چه در حال حاضر نشان داده اند که آن چنان که تصور می شود نسبت به توابع بی توجه نبوده اند و بخشی از این عدم پیشرفت ها ناشی از کم کاری مدیران و مردم خود توابع بوده است و برخی نیز ناشی از کم کاری برخی مدیران شهرستان چه نسبت به لار و چه نسبت به توابع بوده است."

این بازی با افکار عامه خود نوعی سیاسی گری است که بایست طوری به جلو پیش راند که نه سیخ بسوزد نه کباب! و هرموقع به نفع گروه و در راستای افکار گروه بود ابراز وجود کرد حتی اگر برخی فرزندخوانده ها ناراحت شوند.

بعنوان نمونه، نقشه های جغرافیایی موجود حاکی از آن است که عبارتی با نام "لارستان بزرگ" محلی از اعراب نداشته چراکه جز کلمه "لار" تنها، چیز دیگری با پیشوند یا پسوند همراه نبوده است. هنگامی که تفکر "استان خواهانه" شکل گرفت منفعت در این بود که "لارستان" به جای "لار" استعمال شود و برخی اشتیاقات جوانی پیشوند "بزرگ" را نیز به این کلمه خودساخته اضافه نمود. پرواضح و مبرهن است که استان شدن نه تنها به نفع لار خواهد بود بلکه توابع نیز از این ارتقا سود می برند.    

از طرف دیگر تلاشهای به حاصل نرسیده به مرتبه استانی از طرف مرکز لار، آیا این اجازه را روا می دارد که مقصر "مطلقی" همچون توابع لار بدلیل عدم توانایی و کوشش آنها بهانه قرار گیرد؟ نمونه ای دارید که توابع خواستار ارتقا نباشند؟ آیا پدری که خود نتواند به جایی رسد بایست فرزند را از راه پیشرفت باز دارد؟ و آیا در طبیعت مثالی هست که اگر پدری نتواند دستگیر فرزندش باشد با سنگ اندازی جلوی راه او، سعی در پسرفت زودتر فرزندش داشته باشد!؟

آیا بسیج افکار عمومی در یک فرآیند ایستانگر به مصلحت لارستان بزرگ! خواهد بود؟

******************************************

بنده از روی کنکاش در نیت نگارنده مطلب بالا رو ننوشتم بلکه نقدی از عملکرد و جهت گیری صحبت نو و نگاه لار به توابع داشتم. این تفکر توابع نسبت به لار نیز برآیندی از حوادث بوجود آمده طی بخشهای زمانی متفاوت می باشد که چند منبع رو بعنوان یادآوری ذکر می کنم:

وقتی تلاش برای ارتقا با فتنه برابر می شود

تجزیه نمادین راهکار ارتقا لارستان در بودجه گیری بیشتر از دولت

تاختن دیگری در راه هست؟

قبل از خواندن متن زیر حتما "کلاه ضد شاخ" بر سر بگذارید!

2شهرستان جدید به قزوین اضافه شد - تلاش برای شهرستانی 3 بخش دیگر

قادرآباد در آستانه شهرستان شدن

اضافه شدن دو شهرستان ميامي و آرادان به تقسيمات كشوري

تشییع زنده

خروس جنگی یا بزبز قندی؟!

اصولگرایان لار در مقابل اصولگرایان توابع لار!

آیا پیشرفت توابع لار ملاک استان شدن نیست؟

حسنی:برای تحقق ایجاد فارس جنوبی نیازمند ارتقای چند بخش محروم به شهرستان هستیم

داغ کردن فداغ توسط صحبت نو

تلاش برای ارتقا بخش زرقان به شهرستان

تلاش کازرونی ها برای اضافه شدن شهرستان جدید - اما مسئولین لار؟

دخالت لارستان بیدار در عدم ارتقا بخش جویم

دید فراگیر: دایره بسته یا کره بسته؟!

آیا خودخواهی های صحبت نو را می توان به عموم مردم لار نسبت داد؟

اراذل و اوباش شریف - ادعا تا انکار صحبت نو

ناجی

دوگانگی paradox

از بروجرد تا لار!

دیدگاه صحبت نو در پاسخ به خوانندگان آن

دیدگاه صحبت نو در پاسخ به خوانندگان آن

دیدگاه صحبت نو در پاسخ به خوانندگان آن

کامنتهای وبلاگ نماینده 20.2.90

مظلوم نمایی صحبت نو