تشییع زنده
larvote: "خلوت خواه" قاسم عزیزی بهانه ای برای آنچه نباید گفت و اصرار بر کاری است که در نهانگاه چه می گذرد؛ حال جای این سوال خالی نیست که چرا قاسم عزیزی ابرام در ترک حضار دارد؟ چرا وی اصرار دارد "دوربین مخفی*" خود بدون حضار برپا دارد؟ بر فرض محال اگر این خبرنگار کوشا از عصبانیت دچار سکته شود دیگر چه کسی دست اندرکاران "آمبولانس" و اورژانس را باخبر خواهد کرد؟ چه کسی این تاخیر خبررسانی از گزارش پرحرارت را بعهده خواهد گرفت؟ در این صورت اگر ایشان (نعوذبالله) بیافتد و بمیرد چه کسی خون او را برگردن خواهد گرفت؟! و اگر در پی آن، نماینده هم جان تسلیم کند دیگر "لارستان**" چه کند؟!
واقعا بعد از نبود این خبرنگار خبره ، سوالات وزینی همچون "نوع برخورد با کاظم رحیمی نژاد" را دیگر که بپرسد؟ چه کسی بپرسد که اگر "إل" گفتی چه "بِ لی"می گویی؟ اگر وی نباشد دیگر چه کسی خلوتگاه مدیران را دریابد؟ انوقت چه کسی "صفر" را زیرصفر معنا کند؟ چه کسی چای را "برگ سبز" بپندارد؟ چه کسی اوز و بیرم را زودتر از وزارت کشور زیرمجموعه گراش کند؟ چه کسی خودگرایی را تکذیب کند؟ چه کسی حس پنجگانه را با حس فاشیستی و ناسیونالیستی ترکیب کند؟ کدامین "گل پرپری" چسب خوشیفتگی را وا کند؟ کدامین نخبه ای خودکامگی و خوپرستی را لقب کند؟
وای بر ما! این خبره در لار مرد! دوباره پا به عرصه حیات گذارد و در شهر گراش یا بیرم به دنیا بیاید چه کند!؟
*دروبین مخفی=ضبط مخفی
**لارستان=صحبت نو
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 22:41 توسط فارس جنوبی
|