رزاقی، استاد اقتصاد:  دولت در اقدامی تعجب برانگیز آن افسانه ای که در غرب وجود داشت یعنی پایین آوردن نرخ سود سپرده بانکی را در کشور پیاده سازی کرد با این هدف که هزینه های سرمایه گذاری بخش تولید را پایین بیاورد اما این روش یک خیال بیشتر نیست چرا که فضای حاکم بر اقتصاد ایران یک فضای دلالی است.
 
رزاقی تاکید کرد: این سیاست های غلط که امیدواریم غیرعمدی بوده باشد موجب شد که پولدارها سکه و دلار بخرند و سودش را هم ببرند و در مقابل مردم عادی ضرر کرده و میلیارد میلیارد اندوخته کشور از بین برود. یکی از مسئولان بانک ملی  در آماری اعلام کرد که 10 میلیون سکه به فروش رفته است که 25 درصد آن یعنی حدودا دو و نیم میلیون سکه توسط سه کارگزار خریداری شده است و 75 درصد باقیمانده را مردم عادی خریده اند این آمار خود حکایت کننده شیوه غلطی است که بر اقتصاد کشور ما حاکم است.
 
این اقتصاددان در ادامه به تشریح دلایل ناکارآمدی سیاست های اقتصادی کشور طی سال های بعد از انقلاب پرداخت و گفت: در سال های اولیه بعد از جنگ تلاش های در جهت ایجاد صنایع و واحدهای تولیدی و ماشین سازی و ... صورت گرفت اما بعد از جنگ این سیاست ها تغییر کرد و سیاست های تعدیلی در دستور کار دولت ها قرار گرفت.
 
وی افزود: این سیاست های تعدیلی به نوعی سیاست های دیکته شده از سوی صندوق جهانی پول به کشورهای درحال توسعه بود تا  اقتصاد آنها پیشرفت نکند و متاسفانه این سیاست ها در کشور ما نیز  پیش گرفته شد. بر اساس این سیاست دولت حق دخالت در اقتصاد را ندارد و باید به سمت سیاست های اقتصادی لیبرالی و مشارکت بالای بخش خصوصی پیش رفت. این درحالیست که براساس قانون اساسی در بخش هایی از اقتصاد از جمله صنایع سنگین و بزرگ  و صنایع جدید باید حضور دولت را داشته باشیم.
 
این چهره اقتصادی با بیان اینکه بخش خصوصی تنها به دنبال کسب سود برای خود است، تصریح کرد: بر اساس این سیاست ها تولیدکنندگان وام می گیرند تا بخش های تولیدی را فعال کنند اما چون سود در دلالی است این تولیدکنندگان نیز به سمت دلالی می روند که اوج این گرایش را در اختلاس 3 هزارمیلیاردی و بازار ارز و سکه مشاهده کردیم.

رزاقی با تاکید بر اینکه این سیاست های تعدیل اقتصادی ارتباط و تناسبی با اقتصاد کشور ما ندارد، خاطرنشان ساخت: در حال حاضر 140 کشور دنیا به این شیوه اقتصاد خود را اداره می کنند و تنها دو کشور موفق بوده اند دلیل این موفقیت هم این بوده که خود آمریکا به عنوان عامل اصلی پیاده سازی این شیوه در کشورهای درحال توسعه می خواسته این دو کشور موفق باشند و هر زمان که بخواهد نیز می تواند اقتصاد آنها را متلاشی کند.
*****************************************
وی نتیجه اعتمادمطلق به سیاست های لیبرالی اقتصادی را بالا رفتن نرخ تورم و بیکاری در کشور دانست و تاکید کرد: آمار می گوید 3 میلیون بیکار داریم درحالی که بیکاری به بیش از 10 میلیون نفر می رسد، تورم بالای 20 درصد داریم اما دستمزدها را تنها 12درصد افزایش می دهند، تنها 24 درصد بودجه با مالیات بسته می شود و این ها همه شواهدی از موفقیت آمیز نبودن این سیاست های غلط و ناکارآمد اقتصادی است.
 
این اقتصاددان ادامه داد: این سیاست های تعدیلی تنها عده قلیلی از جمله دلال ها، سفته بازان، بساز و بفروش ها و... را پولدار و در مقابل عامه مردم را دچار مشکلات اقتصادی عدیده کرد؛ این فضا زمینه را برای بی اعتمادی مردم به سیستم اقتصادی فراهم کرده است و متاسفانه نهادهایی چون مجلس و قوه قضائیه هم نقش بازدارنده خود را به درستی ایفا نکردند.

**********************************************
رزاقی با تاکید بر اینکه مردم هنوز به نظام علاقه و اعتماد دارند، تصریح کرد: خوشبختانه با وجود آنکه از اعتماد مردم سوءاستفاده شد اما مردم تاکنون واکنش تند و ناامیدکننده نشان نداده اند که دلیل آن هم به علاقه و اعتمادشان به نظام باز می گردد و امیدوارند که شرایط بهبود یابد.

این چهره اقتصادی در ادامه اما از نگرش و تحلیل های برخی چهره های روشنفکر کشور درباره سیستم اقتصادی انتقاد کرد و گفت: برخی از روشنفکران تصور می کنند راه مقابله با این وضعیت تغییر رژیم  و حتی روی کار آمدن آمریکا در این کشور است در حالیکه توجه ندارند که همین سیاست های تعدیلی آمریکای کشور ما را به این نقطه رسانده است.
 
رزاقی اظهار داشت: ما به لحاظ سیاسی در استقلال کامل به سر می بریم و باید سریعتر با جایگزین کردن سیاست های اقتصادی درست به جای سیاست های تعدیلی آمریکایی دیکته شده از سوی بانک جهانی به سمت استقلال کامل اقتصادی نیز
پیش برویم.