اصول بی اخلاقی در دامان لار/دست آهنین در زیر دستکش مخملی
آن سوی دیگر، تلاش برای ارتقا لارستان به استان در خون رگ های مردم لار جاری است تلاشی که هیچ معامله ای نمی تواند جایگزین آن شود؛ حال سوال اینجاست که عدم تلاش و برنامه ریزی کافی در ناکام ماندن این پروژه استانی آیا می تواند دلیلی برای جلوگیری از پیشرفت بخش های تابعه خود می باشد؟ آیا لارستانی که ادعای قدمت و بزرگی دارد و به اصطلاح بعنوان "پدر" از آن یاد می شود با بلوغ فرزندان خود (بخش ها) می تواند جلوی ارتقا و پیشرفت فرزندان خود را بگیرد؟ آیا پدری که برای ارتقا سیاسی خود تلاش می کند می تواند بگوید تو تلاش نکن تا من به حد کمال برسم و بعد نوبت شما هم خواهد رسید؟! آیا عصبانیت فرزندان از این اخلاق گریزی نمی تواند درون فرزندان نهادینه شود؟ آیا به بهانه پیشرفت "فقط لار"، اخلاق نماینده سابق و نماینده مردم بیرم را زیر سوال بردن اخلاق مداری است؟ خلط رفتارهای متضاد و آرایش آن به رنگ اخلاق، و در بوق و کرنا کردن آن توسط رسانه های اصلاح طلب و اصول گرایای منطقه لارستان در شان اخلاق مردم لار هست؟:
- که اگر ما استان نشویم نمی توانیم پیشرفت بخش های خود را ببینیم؟
- نمی توانیم ببینیم که سرمایه دولتی، کمی بیشتر از قبل نصیب آنان می شود؟
- نمی توان طرح دوستی با لامرد و شیراز را اجرایی کرد
فقط و فقط اگر ما استان شویم می توان با همه دوست بود و پیشرفت را مشاهده کرد!
قاسم عزیزی که دانشجوی تهران مرکزی لار می باشد همچون الاکلنگی برای رسانه های منطقه شده که در رسیدن به این هدف آرمانی! (استان شدن و راضی نگهداشت فقط مردم لار!) بتوان مردم بخش های تابعه را کوچک شمرد. دلیل این ادعا نیز معلوم است: در مصاحبه 18 آبان 90 در "صحبت نو" دم از لارگرایی می زند و دو سال بعد وقتی که نمایندگی خبرگزاری جنوب فارس به لامرد می رسد و "صحبت نو" همکاری خود را با خبرنگاران این رسانه به شدت تقبیح می کند سر از رسانه منتقد آن، "لادستان" در می آورد که ای مردم لارستان! تقویت رابطه گراش-لار به بهترین حد ممکن در دستور کار باشد!! (24 تیر 92)
جای بسی تعجب است که این دست، در موقعی بخش بیرم و گراش را جز لاینفک و عدم نیاز به ارتقا می داند و در کوبیدن نمایندگان مردمی آنها همت می گمارد و در بازه ای دیگر از تاریخ می نویسد می بایست باید با این بخش و شهرستان دست دوستی فشرد. تاریخ گواه است که سنگ اندازی در راه تلاش مردم بخش ها برای ارتقا، به بهانه های مختلف از سوی لار تحقق یافته است و مردم توابع نیز آن را بخوبی می دانند؛ تعجب در اینجاست: حال که می بینیم با استان شدن هنوز فاصله داریم و نیاز به حمایت بخش های گوناگون داریم تا مقام استانی را کسب کنیم چرا با طرح دستکش مخملی، بخش ها را در نیل به مرکز استانی همراه نکنیم!
وی چرا هیچوقت از خود نمی پرسد که چرا بخش های لار، علیه لار سخن می گویند؟ لذا این وبلاگ به وی پیشنهاد می کند که بطور مخفیانه ضبط صوت خود را به میان مردم بخش های لار بیاورد و صدای آنها را ضبط کند تا بیشتر با حقیقت آشنا شود چراکه این جزو کار خبرنگاری است! و نمی توان از وی سوال کرد که چرا نمی تواند این کار را نکند!! بهتر است ایشان از افرادی که درون دفتر نمایندگان مجلس، میکروفن می گذارند توشه ای بردارد.
*****************************
پیوست ها:
138 خبرنگار منهای قاسم عزیزی؟! ادعای صحبت نو تا تقلیل به 137 خبرنگار!
شما بسلامت باشید
تشییع زنده
همچنین گویا برخی افراد جو زده در لار گفته اند:
لابی گری فراتر از مصوبه و قانون
دوگانگیPardox
وقتی تلاش برای ارتقا با فتنه برابر می شود
تمرد از قانون با فشار از پایین، چانهزنی از بالا